أبو المحاسن الحسين بن الحسن الجرجاني
495
تفسير گازر ( جلاء الأذهان وجلاء الأحزان ) ( فارسى )
خاصّه يعنى روايات مأثوره از اهل بيت عصمت و طهارت عليهم السّلام در آن بيشتر ديده مىشود و با وجود اين كتابى است كه عامّه و خاصّه ميتواند با كمال اخلاص و ارادت و ميل و شوق و عشق و علاقه از آن استفاده كند زيرا از حدّ عفّت قلم و متانت سخن هرگز بيرون نشده است تا وسيلهء كدورت و رنجشى براى احدى از افراد مسلمانان كائنا من كان پيش آيد . 3 - اينكه نگارنده در مقدّمه نسبت باستفادهء ملا فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين از تفسير جلاء الاذهان گفته ( ص لح ) : « پس در واقع ميتوان گفت كه : جلاء الاذهان نسبت بمطالب مهمّهء مربوطه بتفسير آيات و شأن نزول آنها و نقل قصص و حكايات و سير و مغازى و غير ذلك بمثابهء أسّ اساس براى منهج الصادقين بوده است ؛ با وجود اين مرحوم مولى فتح اللّه هيچگونه تصريحى و اشارهء به اين امر نكرده است بلكه تاكنون نديدهام كه در جائى نام ابو المحاسن ( ره ) يا نام تفسير او را برده باشد ليكن چون من همهء آن تفسير را به اين منظور نگشتهام تا بتوانم در اين باب بضرس قاطع حكم كنم ( تا آخر ) » اينك بعنوان استدراك اين مطلب ميگوئيم مولى فتح اللّه ( ره ) در منهج الصادقين تصريح بنام جرجانى ( ره ) در بعضى موارد كرده و در موقع نقل از تفسير او نام برده است مثلا در سورهء اعراف ضمن تفسير آيهء 54 ضمن بحث از معنى « عرش » مذكور در اين جزء آيه [ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ] گفته « 1 » : « و در تفسير جرجانى مذكور است » و نيز در تفسير اين فقره [ أَخَذَ بِرَأْسِ أَخِيهِ يَجُرُّهُ إِلَيْهِ ] از آيهء 150 همان سوره گفته « 2 » : « و در تفسير جرجانى مذكور است كه » و نيز در تفسير آيهء 66 سورهء توبه [ لا تَعْتَذِرُوا ؛ الاية ] و آيهء 105 همان سوره [ وَ قُلِ اعْمَلُوا ؛ الايه ] و آيهء 117 همان سوره [ لَقَدْ تابَ اللَّهُ عَلَى النَّبِيِّ الايه ] از جرجانى نام برده و از تفسير او نقل كرده است الى غير ذلك من موارد نقله و تصريحه ؛ چون مقصود به اين مقدار عملى ميشد باستقصاء موارد نقل و تصريح نپرداختيم پس معلوم شد كه مولى فتح اللّه ( ره ) هم از تفسير ابو الفتوح ( ره ) نام برده ( چنان كه در
--> ( 1 ) - منطبق با ص 546 چاپ شيخ رضا ؛ س 20 ، و چاپ تبريز ص 556 ؛ س 37 . ( 2 ) - رجوع شود بص 574 چاپ شيخ رضا ؛ س 1 ، و چاپ تبريز ص 584 ؛ س 42 .